گاهی برای بدست آوردن بعضی چیزها تقلا میکنم به قول معروف

گاهی برای بدست آوردن بعضی چیزها تقلا میکنم ، به قول معروف خودمو به در و دیوار میزنم که بشه ، مدام با خودم درگیرم اگر نشه چی ، نگرانی تو وجودم موج میزنه ، یادمه برای یه بار اینطوری به دست و پا افتاده بودم که اومد نشست مقابلم ، چشم تو چشمم شد ، بعد با یک لبخند ملیح بهم گفت :" هر چیزی یک وقتی داره ، زمانش که برسه خودش ناخداگاه درست میشه ." انگار معطل بودم که از زبان او بشنوم ، همین که او میگفت آرام میشدم ، رهاش میکردم تا وقتش برسه ، بعد ها باز هم به تکاپو افتادم ، این بار برای رسیدن به کسی ، برای داشتنش حتی ، وقتی بهش گفتم ، با همان لبخند همیشگی گفت باز حرفای منو یادت رفت ؟! مگه نگفتم هر چیزی به وقتش ، لابد وقتش نرسیده یا حتی آدمش ، مثل سری قبل آروم شدم اما هنوز هم دل آشوبم ، دل نگرانم ، این بار برای احساسی که روز به روز سردتر میشود ، برق چشمانی که دیگر برای کسی ندرخشد ، خنده هایی که دیگر ته دلی نباشند ، اشتیاقی که دیگر برای دیدن کسی نداشته باشم ، میترسم برای اینکه دیر بشود ، با خودم تکرار میکنم ، کاش همین فردا یکی بیاید ، فرقی ندارد از کجا باشد ، همین که اهل ماندن باشد کافیست ، مثل آدمهایی که چند صباحی هستند ، اهلیت میکنند بعد میروند ، نباشد ، بودن را بلد باشد ، خستگی این روزهایم را پایان دهد ، همین که یکی باشد دل ببرد ، بهانه فاصله را نیاورد حتی اگر نیاز بود یک زمین را سفر کند ، سر قولش بماند ، اگر میگوید هست تماما باشد ، کاش همین فردا یکی بیاید ، دلم بی قرار است اما با این تفاوت که دیگر او نیست کنارم بنشیند باز همان جمله تکراری را بگوید و آرام بشوم ...


#روز_نوشت
#محدثه_صابری
#منو_میگه.. 😔
دیدگاه ها (۱)

جهان بازتابی از خود شماست.اگر خود را از درون دوست بدارید و ب...

دیوانه جانممی بینی هوای دوست داشتنت راهوای دلتنگی ام را هوای...

امان از زمانی که حرف ها در گلو گیر کند...می خواهی بگویی شنید...

من به‌عنوان شهروند جمهوری اسلامی و کسی که به این وضعیت آشفته...

اگه خوناشام بشه

P17 همه داشتن یکی یکی برای صبحونه به رستوران هتل میرفتن لاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط