{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امان از زمانی که حرف ها در گلو گیر کند

امان از زمانی که حرف ها در گلو گیر کند...
می خواهی بگویی شنیدم...ان صدای طناز که اسمت را صدا زد...
تصور کن...در یک صدم ثانیه تپش های قلبت به اندازه چرخش کامل یک چرخ و فلک شود...
تکرار میکنی که اشتباه نمیکنم...شنیدم...
بطن چپ منقبض می شود...نه دارم اشتباه میکنم...صدای یکی از دوستانش بود...
لحن صدایم تغییر می کند...می فهمی‌...راست یا دروغ ای بابا گفتن ها را شروع میکنی...
همین حالا تو از ویرانی حال من خبر نداری...
مثل همیشه شروعش با بغض است...اما نمی دانم چرا این بار صدای ترک برداشتن اسخوان های قفسه سینه ام را هم می شونم...به خودم نگاه میکنم...
این صدا برای بیرون امدن قلبم است...دارد کم کم خود را مچاله میکند که بیرون بیاید...
آخ...اتمام کار زمانی است خونسرد می آیی و میگویی نمی فهمم چرا بی دلیل ناراحتی...
بی دلیل؟
آن صدا...
قلب جان بی چاره من...کارت تمام است...

#مینا_دهقانی
#اشکمو_دراورد...
دیدگاه ها (۱)

دیوانه جانممی بینی هوای دوست داشتنت راهوای دلتنگی ام را هوای...

گاهی برای بدست آوردن بعضی چیزها تقلا میکنم ، به قول معروف خ...

در " نقاشی هایم " تنهاییم را پنهان می کنم...در " نوشته هایم ...

نقص هایت را می پرستم پارت چهارم

تک پارتی از هان (عشق در نوع سایه) درخواستی

" بارالها "زمین تنگ است و آسمان دلتنگ بر من خرده نگیر اگر نا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط