{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستم بگیر تاکه به گرمای دست تو

دستم بگیر تاکه به گرمای دست تو
ازفصل سرد وبرف زمستان گذر
کنم
نور نگاه خویش به چشم گره بزن
تاکه زشهر بی کسی خود سفر
کنم
دیدگاه ها (۲)

دریاد منیحاجت باغ وچمنم‌نیستجایی که توباشیخبر ازخویشتنم نیست

بعضی حرفهارافقط می شود شعر کردبعضی ها راداستانوعده ای راهم س...

چشم هایتهمه‌چیز رالومی دهدنگوکه عاشقم نیستی...انگارکه بخواهی...

شب از راه رسید، ستاره‌ها در پیِ یکدیگر به مغاک خاموشی فرو ری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط