{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل من ساده نبود اهل وفا بود ،شڪست

دل من ساده نبود اهل وفا بود ،شڪست
سالها از هوس و ڪینه رها بود شڪست

یڪ نفر آمد و با حرف دلم را دزدید
حرف هایش همگی باد هوا بود ،شڪست

قول مردانه بمن داد بماند امّا
او ڪجا؟مرد ڪجا؟ قول ڪجا بود؟شڪست

با ڪسی دست به دست آمد و از من پرسید
این دل بی سرو پا مال شما بود؟شڪست

ماجرای من و دل را تو خودت عبرت ڪن
هرڪسی بی خبر از قصه ی ما بود شڪست
دیدگاه ها (۱)

ای اشک ، آهسته بریز که غم زیاد است ای شمع آهسته بسوز که شب د...

ای بشر از چه گمان کردی که دنیا مال توستورنه پنداری که هر لحظ...

یک روز غـــمفـــــال مرا می فهمیاین سایـــه یدنبال مرا می فه...

بزن گیتار که غم دارمتب دستاشو کم دارمبخون این قصه ی تلخی...ک...

پدر پریسا گفت  سیاوش جان چند لحظه صبر کن با شما کار دارم . ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط