{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادم می آید…

یادم می آید…
آن روز که رفتی…
نمیدانم چه طور شد…
میان همهمه ی این شهر شلوغ من گم شدم…
شکستم…
خم شدم ولی هیچکس نفهمید.
.
دیدگاه ها (۱)

به آغوش تو محتاجم برای حس آرامشبرای زندگی با تو پر از شورم پ...

.رنج عظیمی است، وقتی به یادم می‌آورم کهچه چیزهای فراوانی را…...

دردهایی هست که نمی توان گفتو گفتنی هایی هست که هیچ قلبی محرم...

دود کن بودنم را…دود کن حرف های عاشقانه ام را…نگاهم را…دل تنگ...

گاهیوسطِ روزِ عادی،بی‌هیچ بهانه،یادم می‌آیدروزیبرای یک صدا،ت...

در تنهایی بی انتها گرفتار شدم در این تنهایی بی اعتمادی سرگرد...

🚩 همیشه ما منتظر بودیممنتظر رویداد و واقع و مناسبتیو یا حادث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط