{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در تنهایی بی انتها گرفتار شدم

در تنهایی بی انتها گرفتار شدم
در این تنهایی بی اعتمادی سرگردان شدم
در جهان چشمانت گرفتار شدم
در میانه آغوشت مست شدم
رفتی مرا تنها گذاشتی با جای خالیت گریه ها کردم
رفتی من شکستم
نماندی رفتی بی آنکه پشت سرت نگاه کنی.
در این تنهایی یک نفر می آید تمام زندگیت شود و تمام خاطرات تلخ گذشته برات زنده میکنه و بعد میره
گاهی وجودش در زندگیم آرامش قبل طوفان
انگار آمد در زندگیم مرا خوشبخت ترین کرد رفت و ماندم غم سنگین رفتنش...
۱۴۰۵/۵/۲۱
از دل گرفته ام هیچ نگفتم
از حال نزارم هیچ نگفتم
از گریه های هر شبم هیچ نگفتم
از داغ ندیدنت هیچ نگفتم
هیچ نگفتم هیچ نگفتم
دیدگاه ها (۲)

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

مثلا اگر روزی همین برنامه آمریکن تلنت بخواهد در ایران برنامه...

مثلا اگر روزی همین برنامه آمریکن تلنت بخواهد در ایران برنامه...

مثلا اگر روزی همین برنامه آمریکن تلنت بخواهد در ایران برنامه...

✔ #رمان_عاشقانه_از_سوریه_تا_منا❣ ⚘ #قسمت_سی_و_دومآنقدر به س...

این شعر و یکی از دوستای خوبمون واسه مرتضی نوشته: رفت و موند ...

این شعر و دوستم واسه مرتضی نوشته:رفت و موند یه دل شکستهدلی ک...

لبخند مرا بس بود آغوش لهم می کرد آن بوسه مرا میکشت لب منهدم...

ٔ......:مَـــــ➣ـــــڹْ هَمـۅنـے ڪـــــهـباخـــــټ هَـــــسٺ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط