{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »

موضوع: اگر هر یک ساعت بگین «گشنمه گشنمه گشنمه»... 😂🍜💙
(این منمممم منننن 🤣)

⚽ ایتوشی رین
بار اول فقط نگاهت می‌کرد.

> «باز؟»



بعد از چند بار تکرار، یه آه می‌کشید و می‌گفت:

> «تو بیشتر از اینکه به فوتبال فکر کنی، به غذا فکر می‌کنی.»



ولی آخرش خودش برات چیزی می‌آورد. 😂


---

⚽ ناگی سیشیرو
همین که می‌شنید:

> «گشنمه...»



می‌گفت:

> «منم.»



بعد هر دوتاتون دنبال غذا می‌رفتین. 😭

احتمالاً تبدیل می‌شد به مسابقه‌ی «کی بیشتر گرسنه‌ست؟»


---

⚽ رئو میکاگه
از قبل آماده بود.

> «می‌دونستم دوباره گرسنه می‌شی.»



بعد یه خوراکی یا چیزی که دوست داری برات آماده می‌کرد.


---

⚽ ایساگی یوئیچی
اول فکر می‌کرد شوخی می‌کنی.

بعد که می‌دید واقعاً هر ساعت می‌گی:

> «تو واقعاً همیشه گرسنه‌ای؟»



ولی با خنده برات غذا پیدا می‌کرد.


---

⚽ باچیرا مگورو
هر بار که می‌گفتی گشنمه، با هیجان جواب می‌داد:

> «ماموریت پیدا کردن غذا شروع شد!»



بعد باهم دنبال یه چیز خوشمزه می‌گشتین. 😂


---

⚽ شیدو ریوسه
اول مسخره می‌کرد:

> «تو یه بازیکنی یا یه دستگاه غذا خوردن؟»



ولی خودش هم احتمالاً آخرش یه چیزی می‌خرید.


---

⚽ ایتوشی سائه
بعد از سومین بار گفتن:

> «فهمیدم. گرسنه‌ای.»



😂

ولی بی‌سروصدا یه چیزی می‌گرفت که دیگه غر نزنی.


---

⚽ نیکو ایکّی
اول نگران می‌شد:

> «تو امروز چیزی خوردی؟»



بعد هر بار که می‌گفتی گشنمه، یادش می‌موند برات یه خوراکی کنار بذاره. 🤍
دیدگاه ها (۴)

عه اومد

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »موضوع: اگر بهشون بگین «من خیلی مظل...

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »موضوع: اگر یک روز جای همدیگه رو عوض...

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »موضوع: اگر برای اولین بار ببینن چقد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط