سوختم این سوختن ،را هم نگارم دید و رفت
سوختم این سوختن ،را هم نگارم دید و رفت
باختم در عشق و بر، این باختن خندید و رفت
درد دلهایم نوشتم ،یڪ شبے ،تحویل دادم آسمان
آسمان بر حال و روزم ، لحظہ اے بارید و رفت
بغض ڪردم، گریہ گردم ،نیمہ شب در خلوتم
مونس تنهاییم غم بود، خستہ شد ،نالید و رفت
عاشقے بودم براے ،عشق خود دلدادہ اے
عشق من شد بے وفا، بے اعتبارم ڪرد و رفت
این جفاے روزگار ،دل سنگ سنگم میڪند
نامروت با غمش ،سنگ صبورم ڪرد و رفت،،،
باختم در عشق و بر، این باختن خندید و رفت
درد دلهایم نوشتم ،یڪ شبے ،تحویل دادم آسمان
آسمان بر حال و روزم ، لحظہ اے بارید و رفت
بغض ڪردم، گریہ گردم ،نیمہ شب در خلوتم
مونس تنهاییم غم بود، خستہ شد ،نالید و رفت
عاشقے بودم براے ،عشق خود دلدادہ اے
عشق من شد بے وفا، بے اعتبارم ڪرد و رفت
این جفاے روزگار ،دل سنگ سنگم میڪند
نامروت با غمش ،سنگ صبورم ڪرد و رفت،،،
- ۳۹۹
- ۳۰ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط