{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوختم این سوختن ،را هم نگارم دید و رفت

سوختم این سوختن ،را هم نگارم دید و رفت
باختم در عشق و بر، این باختن خندید و رفت

درد دلهایم نوشتم ،یڪ شبے ،تحویل دادم آسمان
آسمان بر حال و روزم ، لحظہ اے بارید و رفت

بغض ڪردم، گریہ گردم ،نیمہ شب در خلوتم
مونس تنهاییم غم بود، خستہ شد ،نالید و رفت

عاشقے بودم براے ،عشق خود دلدادہ اے
عشق من شد بے وفا، بے اعتبارم ڪرد و رفت

این جفاے روزگار ،دل سنگ سنگم میڪند
نامروت با غمش ،سنگ صبورم ڪرد و رفت،،،
دیدگاه ها (۲)

اصلا امشب صاف کن با من حسابِ عشق راتا بپرسم از شما تنها جواب...

من تو را در تپش قلب خودم یافته امروح احساس تو را در نفسم یاف...

قلم عاشق شد و دل را به دلت تار نوشتنت به نت شعر و غزل بروے گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط