{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اصلا امشب صاف کن با من حسابِ عشق را

اصلا امشب صاف کن با من حسابِ عشق را
تا بپرسم از شما تنها جوابِ عشق را

کاشفِ چشمِ تو دیشب با غزل درگیر شد
تا بریزاند لبت صدها کتابِ عشق را

من اگر شبها به آغوش شما راهی بَرَم
باتو خواهم برد صدها شب ثوابِ عشق را

یا سرت بر شانه ام نه یا سرم بر شانه ات
تا ببینم یا ببینی نازِ خوابِ عشق را

شانه در زلفت بیاور تا ببینی باز هم
از پریشانیِ قلبم پیچ و تابِ عشق را

نازنینم باز هم با من بمان و گوش کن
تا بگویم قصه های نابِ نابِ عشق را

غرق دریایِ غمت شد شاعرِ چشم شما
بر سرم حالا تو میبینی حبابِ عشق را
دیدگاه ها (۱)

من تو را در تپش قلب خودم یافته امروح احساس تو را در نفسم یاف...

ای عشق امیدی به تمنّای تو دارممن عاشقم و عشق به دنیای تو دار...

سوختم این سوختن ،را هم نگارم دید و رفتباختم در عشق و بر، این...

قلم عاشق شد و دل را به دلت تار نوشتنت به نت شعر و غزل بروے گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط