{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آرام دل خویش نجویم چه کنم

‌آرام دل خویش نجویم چه کنم؟
وندر طلبش به سر نپویم چه کنم؟
گویند مرو که خون خود می‌ریزی
مادام که در کمند اویم چه کنم؟
"سعدی"
دیدگاه ها (۱)

درد یک پنجره را پنجره‌ها می‌فهمندمعنی کور شدن را گره‌ها می‌ف...

ذرّۀ خاکم و در کوی توام جای خوش استترسم ای دوست که بادی ببرد...

بال و پرم را چید و بند از پام واکردآزادم اما این رهایی درد د...

وه که گر من بازبینم روی یار خویش راتا قیامت شکر گویم کردگار ...

اگر دشمن روزی مرز را بشکنَدمن آنم که دیوار را از استخوان خسم...

اگر دشمن روزی مرز را بشکنَدمن آنم که دیوار را از استخوان خسم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط