{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستم پرتابش کنم در عمق آب..

خواستم پرتابش کنم در عمق آب..
اما ترسیدم ماهیها مسموم دردهایم شوند،اشک بریزند،دریا دلش بگیرد،گریه کند،سیل شود..
نه! ماهیها میمیرند...
خواستم خاکش کنم در عمق زمین..
اما ترسیدم خاک مسموم دردهایم شود،غرش کند،زلزله شود،زمین بشکافد..
نه! درختان میمیرند..
در کنج اتاقم نگهش میدارم و مانند ویترین مغازه به آن مینگرم..این دردها ساخت دست انسانهاست! تاوان اعتماد است..
دیدگاه ها (۲)

ﺍﻭﻻﻱ ﺁﺷﻨﺎﻳﻴـــــﻤﻮﻥ ﺍﺯﻡ ﭘﺮﺳﻴﺪ : ﭼــــــــــــﺮﺍ ﺳﻴﮕﺎﺭ ﻣﻴﮑﺸﻲ ...

دلم كمي عشق ميخواهد.. كمي قهوه.. دو سه كام سیگار.. ترانه اي ...

عدازاو بر هر چه رو کردم دیدم افسون سرابی بود آنچه می گشتم ...

خواستم پرتابش کنم در عمق آب...اما ترسیدم ماهیها مسموم دردهای...

انتقام آتشین تاوان آزار و اذیت دختر 7ساله☆سهیل به نقل از روز...

جمع آوری کاه و کشتزار حوالی..( روستای دهنوی سردار) شهرستان ز...

و بله دنیز عاشق دمیر شد نه تئومان . . :)!

زوج خفن!!

ArLey :)!

عشق زیبای دلینا تا ابد :)!

ولی ترکیب این دوتارو هم دوسداشتم :)!

ولی این فیلم . . ;)!

وای:))))

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط