تو ای شمع جهان افروز تا کی از نظر دوری
تو ای شمع جهان افروز تا کی از نظر دوری
بیا روشن نما بزم مرا پروانه اش با من
اگر خواهی نمائی درد و غم را از تن وجان دور
به جان من حوالت کن همی پایانه اش با من
به تکثیر نهال دوستی چون تجربت دارم
عطا کن بذر عشق خویش را گلخانه اش با من
خُم عرفان اگر بخشی به این مخمور دیوانه
برای مستی هر عاقلی خُمخانه اش با من
مِی مخصوص ساقی ده مرا امشب اگر خواهی
کنم راز مِی افشا نعره مستانه اش با من
بیا روشن نما بزم مرا پروانه اش با من
اگر خواهی نمائی درد و غم را از تن وجان دور
به جان من حوالت کن همی پایانه اش با من
به تکثیر نهال دوستی چون تجربت دارم
عطا کن بذر عشق خویش را گلخانه اش با من
خُم عرفان اگر بخشی به این مخمور دیوانه
برای مستی هر عاقلی خُمخانه اش با من
مِی مخصوص ساقی ده مرا امشب اگر خواهی
کنم راز مِی افشا نعره مستانه اش با من
- ۲.۴k
- ۲۲ دی ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط