رمان زندگی نو
رمان زندگی نو
پارت دوازدهم فصل اول "تغییر"
سال ۱۹۹۷:
هنری:سلام آقای میاکو
رودی:سلام خوبی هنری؟
هنری:ممنون.خوبم.
رودی:امروز میخوام بهت ........
.............ا
درخانه:
مامان هنری:هنری استادت آدم خوبیه.
هنری:معلومه.خیلی مهربونه.
بابای هنری:سلام
هنری:سلام بابا! خسته نباشی.
مامان هنری:سلام عزیزم.
بابای هنری:ممنونم.*ماموریت خیلی سخت بود*[کدوم ماموریت؟😁🤭]
مامان هنری:چی شده تو فکری؟
بابای هنری: نه هیچی.
مامان هنری: به ملاقات فورجر رفتی؟
[فورجر؟😁]
بابای هنری:آره.آدم خوبی هستش.
میدونم پارت کوتاه بود
ولی ماجرا قراره جالب شه😁
درضمن به مانگا و داستان اصلی ربطی نداره😅
ولی خب
پارت دوازدهم فصل اول "تغییر"
سال ۱۹۹۷:
هنری:سلام آقای میاکو
رودی:سلام خوبی هنری؟
هنری:ممنون.خوبم.
رودی:امروز میخوام بهت ........
.............ا
درخانه:
مامان هنری:هنری استادت آدم خوبیه.
هنری:معلومه.خیلی مهربونه.
بابای هنری:سلام
هنری:سلام بابا! خسته نباشی.
مامان هنری:سلام عزیزم.
بابای هنری:ممنونم.*ماموریت خیلی سخت بود*[کدوم ماموریت؟😁🤭]
مامان هنری:چی شده تو فکری؟
بابای هنری: نه هیچی.
مامان هنری: به ملاقات فورجر رفتی؟
[فورجر؟😁]
بابای هنری:آره.آدم خوبی هستش.
میدونم پارت کوتاه بود
ولی ماجرا قراره جالب شه😁
درضمن به مانگا و داستان اصلی ربطی نداره😅
ولی خب
- ۲۷۵
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط