{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ایکاش دلت از دل تنگم خبری داشت

ایکاش دلت از دل تنگم خبری داشت
یا ناله من در دل سنگت اثری داشت

یا شام فراقت ز پی خود سحری داشت
یا نرگس مخمور تو بر من نظری داشت

ترسم نشوی با خبر از حال دل من
تا سوسن و سنبل به در آید ز گِلِ من

هر ** که تو را دید ز خود کرد فراموش
هر ** که لبت دید شد از غیر تو خاموش

ایکاش شبی تنگ در آغوش تو باشم
می از کف تو گیرم و مدهوش تو باشم

خوش بخت تر از من بُوَد آن پیرهن تو
شب تا به سحر نرم خورد بر بدن تو

گیرد همه شب تنگ در آغوش تن تو
افتد به برش زلف شکن در شکن تو

ای ماهِ من، آه از تو، به عاشق نظری کن
ای آهِ من، آه از تو به قلبش اثری کن

ایکاش سرم بر سر زانوی تو باشد
یا پنجه من شانه گیسوی تو باشد

ایکاش بیایی و نهی لب به لب من
تا خوش گذرد با سر زلف تو شب من
دیدگاه ها (۱)

#بفرست_براشجز تو کسی در دل ما نیست #الهی نظری کن...بین سوخته...

حضرت یار

عاشقانه

.ز دلتنگی ترا امشب به گوگل جستجو کردمیه کاری بر تسلی این دلـ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

رقیه بنت الحسین

★彡   Part 70 彡★ بلاخره رفع دلتنگی کرد.با نفس نفس ازم جدا شد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط