مایهِ اصل و نَسَب در گردش دوران زَر است
مایهِ اصل و نَسَب در گردش دوران زَر است
دائمآ خون میخورد تیغی که صاحب جوهر است
دود اگر بالا نشیند کسرِ شأن شعله نیست
جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است
شست وشاهد هردو دعوی بزرگی میکنند
پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است ؟!
آهن و فولاد از یک کوره, می آید برون
آن یکی شمشیر گردد دیگری نعِلِ خر است
گر ببینی ناکسان بالا نشینند صبر کن
روی دریا کف نشیند ، قعر دریا گوهر است
دائمآ خون میخورد تیغی که صاحب جوهر است
دود اگر بالا نشیند کسرِ شأن شعله نیست
جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است
شست وشاهد هردو دعوی بزرگی میکنند
پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است ؟!
آهن و فولاد از یک کوره, می آید برون
آن یکی شمشیر گردد دیگری نعِلِ خر است
گر ببینی ناکسان بالا نشینند صبر کن
روی دریا کف نشیند ، قعر دریا گوهر است
- ۳.۹k
- ۱۴ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط