دردناک است که عاشق به مرادش نرسد

دردناک است که عاشق به مرادش نرسد
در پی یار شود پیر و به یارش نرسد

روز و شب منتظر لحظه ی موعود شود
دلخراش است که آخر به مرادش نرسد

در میان همه گل ها ، گل دلخواه خودش
خود بکارد ولی آخر به گلابش نرسد

جان گداز است که شب تا به سحر گریه کند
چه الیم است که معشوق به دادش نرسد

گریه دار است چو بینی دل عاشق خون است
خون به چشمش برسد هرکه به یارش نرسد

عشق با ما کردی اما زندگی با دیگری
تا به حالا نوبت ما بود حالا دیگری؟

گفته بودی که مرا وقت سفر خواهی شناخت
عاقبت بار سفر بستی ولی با دیگری!

رسم دنیا بر همین بوده که عمری باغبان
پای گل می بارد و می چیند آن را دیگری..

من که نفرینت نکردم..روزی اما می دهد
پاسخ کار تو را حالا خدا،یا دیگری
دیدگاه ها (۳)

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

پشت دوربین شنیده شد.ـ آریا؟ داری با کی حرف می‌زنی؟پسر داخل ت...

رمان انتقام ازدواج کامل

ابلیس

دردناک است که عاشق به مرادش نرسددر پی یار شود پیر و به یارش ...

دردناک است که عاشق به مرادش نرسددر پی یار شود پیر و به یارش ...

دردناک است که عاشق به مرادش نرسددر پی یار شود پیر و به یارش ...

دردناک است که عاشق به مرادش نرسددر پی یار شود پیر و به یارش ...

دردناک است که عاشق به مرادش نرسددر پی یار شود پیر و به یارش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط