{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهم گفتند

بهم گفتند
پدرت رادریک جمله
توصیف کن
هرچه فکرکردم نتوانستم
نوشتن خوبیهایت
جمله ای نیست
دفتر هزاربرگ میخواهد
فقط دریک جمله گفتم

خدایا شکرکه دارمت
دیدگاه ها (۱)

الفت شب هاے خوش را ...." روزگار " از ما گرفت !خوش آڹ روزے ڪه...

اگه "خاطرخواه" زیاد دارےمعنیش ایڹ نیست ڪه :فوق العاده بـے نق...

همه با تعجب نگاهم میکردند و من فقط به پریسا فکر میکردم . حس ...

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط