{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادش بخیر

یادش بخیر
بچگی هامون هر وقت حوصله مون سر می رفت
مامان می گفت:
برو دم در بشین تا بابات بیاد...
دیدگاه ها (۴)

‏هیتلر ‏!شاید ‏عاشق زنی بود که یک روز ‏گم کرده بود میان ارو...

خانم . . . . !اجازه هست که در قصّه ای جدید ,تصمیمتان عوض شود...

چنین که تنگ گرفته است این جهان بر مالبی که قسمت ما شود ل...

بگذار یک امشب رُک و پوست کنده بگویم، برای زنی که توی مترو لو...

این شبا برو زیر چادر مامان برو بزار واست لالایی بخونه و تو ه...

امیدوارم امروزتون اینقدر قشنگ بشه که هر بار یادش می افتیدلبخ...

-امشب از صمیم قلبم میخوام بنویسم؛ مرسی، که همه متن های حوصله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط