خيالِ داشتنت
خيالِ داشتنت
منِ ديووانه را
خيالاتى كرده است ..
هر شب همین حوالی
با تو تمام خیابان را قدم میزنم
در آغوش میگیرمت ..
میبوسمت ..
و روی خالی ترین نیمکتِ شهر
موهای آشفته ات را نوازش میکنم
تا شاید خوابت ببرد
روی پاهای بیجانِ من ...
منِ ديووانه را
خيالاتى كرده است ..
هر شب همین حوالی
با تو تمام خیابان را قدم میزنم
در آغوش میگیرمت ..
میبوسمت ..
و روی خالی ترین نیمکتِ شهر
موهای آشفته ات را نوازش میکنم
تا شاید خوابت ببرد
روی پاهای بیجانِ من ...
۳.۴k
۰۷ مهر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۲)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.