{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب بودم خدا در گوشم گفت: تو را چه به عشق؟ گفتم: چرا؟ گف

خواب بودم خدا در گوشم گفت: تو را چه به عشق؟ گفتم: چرا؟ گفت تو خوابی و عشقت دراغوش دیگری. لبخندزدم و گفتم مخلوق توست، شاید تو خوابی و خبر از رسم دنیا نداری...!!!
دیدگاه ها (۱)

باحاله نه؟خخخخ

یا زهرا

نگاهت را گره بزن... به هر لحظه زندگیه من! حس امنیت میگیرم!! ...

دلم می گیرد وقتی می بینم»او«هست،»من« هستم، اماقسمت نیست!

آرزو حاجی خانی ، غزل مثنوی

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

قـرار بـود هـمـیـشـه و هـمـه جـا هـمـراه هـم بـاشـیـم، بـودم...

آمدم بنویسم کاش آدمیزاد قدرت داشت از همه عزیزانش دفاع و حمای...

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟐ویو آنیا منتظر بودم که دیدم کوک با پاس...

Part ⁴³The name of the story: Madness hall(تالار جنون)با تعج...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

شهر آشنایی🌹❤️به اميد آن روز كه دوستى ومهر آنقدر فراگير شود ك...

dark love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط