#سایکوـوـایدل
#سایکوـوـایدل
P5
رسیدیم به بیمارستان من هنوز تو حال و هوای ماشین بودم که کوک گفت رسیدیم خواست دوباره بلندم کنه که خودم بلند شدم و رفتم دست لوری رو گرفتم و رفتیم تو بیمارستان فک کنم ناراحت شد ولی چیکار کنم آخه خجالت میکشم.......
ویو کوک
اصلا نفهمیدم کی لارا رو بوسیدم فقط صدای جیمین رو یادمه چطوری آخه ممکنه؟؟
کلی ازش معذرت خواستم ولی فک کنم ناراحت شد
آخه چقدر من احمقم خدایا منو بکشششششش(خدا نکنه پسرم آرتینا دق میکنه😂😂)
وقتی رسیدیم نزاشت کمکش کنم ....دیدی گفتم ناراحت شد ای خداااااااااا
خو بیخیال این الان میوفته......
ویو لارا
لارا:ایییییییی
لوری:چیشده دختر خوبی....انگار یه چیزی شده
لارا:هیچی نشده ولم کن
لوری:هی بگو دیگه جان من بگو
لارا:برو بابا
لوری:جان کوک بگو.....
لارا:اه حتما باید بگم تو ماشین منو بوسید
لوری:چ....چ....چی؟؟
لارا:اره بوسید منو....اه
لوری:بعدش؟
لارا:عذر خواست چون تو عمق خواب بود
لوری:اخیییییی
لارا:مرضضضضضض
لوری:به خودت
لارا:ای خداااااا....نمیخوای منو ببری تو؟؟ پام شکستتتتتت
لوری:اوه اره بریم بریم
رفتم بیمارستان و رفتیم پذیرش و کوک اصلا نمیزاشت من حرف بزنم بگم چمه......
لارا:خوب ببینید.....
کوک:ایشون پاش آسیب دیده
لارا:یه لحظه صبر کن منـ.......
کوک:انقد آسیب ندیده فقط یکم ضربه دیده
لارا:ای بابا بزار من بگم......
کوک:خوب راستش ما با ماشین......
لارا:ای بابااااااااا.....بزار حرفمو بزنم هی وسط حرفم میپری .....اه برو اونور ببینم(باداد)
بعد کوک رو حل داد و رفت تو اوتاق دکتر
ویو کوک
بابا چرا من همش همهچیز رو خراب میکنم....همش میخوام کمک کنم همه چیز خراب میشه اه........
این دختره لارا....خیلی رومخه.....هی من میخوام کمک کنم نمیزاره.....ایییش
جیمین:هوی کوک؟؟
کوک:چیه؟؟
جیمین:چیه نه بگو بله هیونگ؟؟
کوک:برو بابا اون آب رو بده...
جیمین:آب میخوای؟؟
کوک:اره خیلی تشنمه
جیمین:اول بگو لطفا
کوک:اه بیخیاااال
جیمین:بگوووووو
کوک:لطفا بده ابو
جیمین:نه ...کیوت بگو لطفااااااا
کوک:اه هیونگ.....بدههههه
جیمین:بگووووووو....لطفااااااا
کوک:لطفااااااااا(کیوت)
جیمین:(خنده)بیا
کوک:مرسی
جیمین:چخبر داداش یه جوری جدیدا
کوک:هوووم.....نه.....از اون موقع که...پی دی نیم گفته افتزاح میرقصم......حس خوبی ندارم
جیمین:میدونم داداشم.....به منم زیاد میگه .....بیخیالش....ما واسه طرفدارامون میخونیم و میرقصیم
کوک:هعیییییی....اوک ما دیگه بریم؟؟
جیمین:آهوم بریم
تهیونگ:نه کجا؟؟
کوک:خیلی بهت خوش گذشتهها
جیمین:لوری چه خبر ؟؟(با چشمک)
کوک:اهاااا بگو ببینم داداشمون رل زد اره؟؟
تهیونگ:اااااا نه بابااااا.....دختر خوبیه....
کوک:بایسشم که تویی .....بهتر ها؟؟(با خنده)
تهیونگ:واااای ول کن اصلا بریم خونه؟؟؟
جیمین:اره بریم داداش
کوک:هیونگااااااااااااام؟؟؟(اشاره به اعضا)خونهههههههه(اشاره به در)
....:تهیوووووونگ؟؟؟
ادامه دارد.........
P5
رسیدیم به بیمارستان من هنوز تو حال و هوای ماشین بودم که کوک گفت رسیدیم خواست دوباره بلندم کنه که خودم بلند شدم و رفتم دست لوری رو گرفتم و رفتیم تو بیمارستان فک کنم ناراحت شد ولی چیکار کنم آخه خجالت میکشم.......
ویو کوک
اصلا نفهمیدم کی لارا رو بوسیدم فقط صدای جیمین رو یادمه چطوری آخه ممکنه؟؟
کلی ازش معذرت خواستم ولی فک کنم ناراحت شد
آخه چقدر من احمقم خدایا منو بکشششششش(خدا نکنه پسرم آرتینا دق میکنه😂😂)
وقتی رسیدیم نزاشت کمکش کنم ....دیدی گفتم ناراحت شد ای خداااااااااا
خو بیخیال این الان میوفته......
ویو لارا
لارا:ایییییییی
لوری:چیشده دختر خوبی....انگار یه چیزی شده
لارا:هیچی نشده ولم کن
لوری:هی بگو دیگه جان من بگو
لارا:برو بابا
لوری:جان کوک بگو.....
لارا:اه حتما باید بگم تو ماشین منو بوسید
لوری:چ....چ....چی؟؟
لارا:اره بوسید منو....اه
لوری:بعدش؟
لارا:عذر خواست چون تو عمق خواب بود
لوری:اخیییییی
لارا:مرضضضضضض
لوری:به خودت
لارا:ای خداااااا....نمیخوای منو ببری تو؟؟ پام شکستتتتتت
لوری:اوه اره بریم بریم
رفتم بیمارستان و رفتیم پذیرش و کوک اصلا نمیزاشت من حرف بزنم بگم چمه......
لارا:خوب ببینید.....
کوک:ایشون پاش آسیب دیده
لارا:یه لحظه صبر کن منـ.......
کوک:انقد آسیب ندیده فقط یکم ضربه دیده
لارا:ای بابا بزار من بگم......
کوک:خوب راستش ما با ماشین......
لارا:ای بابااااااااا.....بزار حرفمو بزنم هی وسط حرفم میپری .....اه برو اونور ببینم(باداد)
بعد کوک رو حل داد و رفت تو اوتاق دکتر
ویو کوک
بابا چرا من همش همهچیز رو خراب میکنم....همش میخوام کمک کنم همه چیز خراب میشه اه........
این دختره لارا....خیلی رومخه.....هی من میخوام کمک کنم نمیزاره.....ایییش
جیمین:هوی کوک؟؟
کوک:چیه؟؟
جیمین:چیه نه بگو بله هیونگ؟؟
کوک:برو بابا اون آب رو بده...
جیمین:آب میخوای؟؟
کوک:اره خیلی تشنمه
جیمین:اول بگو لطفا
کوک:اه بیخیاااال
جیمین:بگوووووو
کوک:لطفا بده ابو
جیمین:نه ...کیوت بگو لطفااااااا
کوک:اه هیونگ.....بدههههه
جیمین:بگووووووو....لطفااااااا
کوک:لطفااااااااا(کیوت)
جیمین:(خنده)بیا
کوک:مرسی
جیمین:چخبر داداش یه جوری جدیدا
کوک:هوووم.....نه.....از اون موقع که...پی دی نیم گفته افتزاح میرقصم......حس خوبی ندارم
جیمین:میدونم داداشم.....به منم زیاد میگه .....بیخیالش....ما واسه طرفدارامون میخونیم و میرقصیم
کوک:هعیییییی....اوک ما دیگه بریم؟؟
جیمین:آهوم بریم
تهیونگ:نه کجا؟؟
کوک:خیلی بهت خوش گذشتهها
جیمین:لوری چه خبر ؟؟(با چشمک)
کوک:اهاااا بگو ببینم داداشمون رل زد اره؟؟
تهیونگ:اااااا نه بابااااا.....دختر خوبیه....
کوک:بایسشم که تویی .....بهتر ها؟؟(با خنده)
تهیونگ:واااای ول کن اصلا بریم خونه؟؟؟
جیمین:اره بریم داداش
کوک:هیونگااااااااااااام؟؟؟(اشاره به اعضا)خونهههههههه(اشاره به در)
....:تهیوووووونگ؟؟؟
ادامه دارد.........
- ۲۴۳
- ۱۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط