يک امشب را مي خواهم ازت متنفر باشم
يک امشب را مي خواهم ازت متنفر باشم
حداقل به پاس چندي عاشقي ِ بي حاصل
امشب ازت متنفرم .
به خاطر باراني که باريد و نبودي
به خاطر اين بغض هاي لعنتي که بي صدا مي شکنند
به خاطر دردهايي که مرهمش ، فقط تويي
به خاطر ِ اين حس داغوني که تمامي ندارد
به خاطر حرف هاي تلنبار شده در گلويم
به خاطر آوار شدن آرزوهاي مشترکمان
و ... و ... و
متعجبم چرا عشقم به نفرت تبديل نمي شود
که چرا از يادم نمي روي اي رفته از دست؟!؟
اين جمله ام را با همان عشق هميشگي مان بخوان :
يادت باشد
امشب ازت متنفرم.
اما تو باور نکن
حداقل به پاس چندي عاشقي ِ بي حاصل
امشب ازت متنفرم .
به خاطر باراني که باريد و نبودي
به خاطر اين بغض هاي لعنتي که بي صدا مي شکنند
به خاطر دردهايي که مرهمش ، فقط تويي
به خاطر ِ اين حس داغوني که تمامي ندارد
به خاطر حرف هاي تلنبار شده در گلويم
به خاطر آوار شدن آرزوهاي مشترکمان
و ... و ... و
متعجبم چرا عشقم به نفرت تبديل نمي شود
که چرا از يادم نمي روي اي رفته از دست؟!؟
اين جمله ام را با همان عشق هميشگي مان بخوان :
يادت باشد
امشب ازت متنفرم.
اما تو باور نکن
- ۲۴۴
- ۰۵ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط