عشق رمانتیک من
عشق رمانتیک من
❤😎پارت ۶۷
ویو هانیل
از خواب بیدار شدم و رفتم سرویس و اومدم و رو صندلی جلوی میز آرایش نشستم و موهامو شونه میزدم که در اتاق زده شد
خدمتکار: خانوم آقا گفتن اینو بهتون حتما بدم
هانیل: بزارش دم در
خدمتکار: و گفتن ۱۰ دقیقه دیگه پایین ببینتتون بعداز رفتن خدمتکار در و باز کردم که چشمم به جعبه آلبالویی رنگ پشت در افتاد برش داشتم و در و بستم و گذاشتمش رو تخت درشو باز کردم که لباسی ظریف با مدل جذابی رو مشاهده کردم از جعبه در آوردم و که چروک نشه و آویزون کردم به آویز لباسی اومدم حوله ام رو بردارم که چشمم کارت بیرون افتاده از جعبه رو گرفت برداشتم و بازش کردم که نوشته بود (ساعت ۸ شب آماده باش میام دنبالت نمیخوام باز بحث قبلی پیش بیاد پس خوش رفتار باش پرنسسم) بی توجه بهش کارت و پرت کردم رو تخت و رفتم داخل حمام
ویو جونگ هی
درگیر کارایی که منشی گفته بود شدم و با وکیلم یه قرار کاری گذاشتم که بعداز ۲ ساعت تموم شد رفتم سمت عمارت که داداشمو دیدم که داشت حاضر میشد بره جایی بیخیال به حضورش سمت در رفتم و وارد شدم که از آجوما پرسیدم هانیل کجاست گفت اتاقش و پا تند کردم سمت اتاق و وارد شدم مثه اینکه حموم بود رفتم رو تختش و دراز کشیدم بوی همیشگیش میومد ی نفس طولانی کشیدم که یهو در باز شد
ویو هانیل
از حموم اومدم که
هانیل: (جیغغ) تو اینجا چه غلطی میکنی؟
جونگ هی: نمیتونم بیام؟
هانیل: خیر
جونگ هی: اوهومم
هانیل: برو بیرون میخوام لباس بپوشم
جونگ هی: ما که راحتیم
هانیل: بیروننن
جونگ هی: عوض کن
هانیل: جلوی تو؟ عمراا
جونگ هی: پس خودم میام...
هانیل: باشه
رفتم سمت کمدم و ی تاب و شلوارک ست به چشمم خورد برداشتم و با دو رفتم دوباره تو حمام
هانیل: زهی خیال باطل فکر کردی جلوی تو عوض میکنم؟
جونگ هی: بالاخره که میای بیرون (ریلکس😌)
❤😎پارت ۶۷
ویو هانیل
از خواب بیدار شدم و رفتم سرویس و اومدم و رو صندلی جلوی میز آرایش نشستم و موهامو شونه میزدم که در اتاق زده شد
خدمتکار: خانوم آقا گفتن اینو بهتون حتما بدم
هانیل: بزارش دم در
خدمتکار: و گفتن ۱۰ دقیقه دیگه پایین ببینتتون بعداز رفتن خدمتکار در و باز کردم که چشمم به جعبه آلبالویی رنگ پشت در افتاد برش داشتم و در و بستم و گذاشتمش رو تخت درشو باز کردم که لباسی ظریف با مدل جذابی رو مشاهده کردم از جعبه در آوردم و که چروک نشه و آویزون کردم به آویز لباسی اومدم حوله ام رو بردارم که چشمم کارت بیرون افتاده از جعبه رو گرفت برداشتم و بازش کردم که نوشته بود (ساعت ۸ شب آماده باش میام دنبالت نمیخوام باز بحث قبلی پیش بیاد پس خوش رفتار باش پرنسسم) بی توجه بهش کارت و پرت کردم رو تخت و رفتم داخل حمام
ویو جونگ هی
درگیر کارایی که منشی گفته بود شدم و با وکیلم یه قرار کاری گذاشتم که بعداز ۲ ساعت تموم شد رفتم سمت عمارت که داداشمو دیدم که داشت حاضر میشد بره جایی بیخیال به حضورش سمت در رفتم و وارد شدم که از آجوما پرسیدم هانیل کجاست گفت اتاقش و پا تند کردم سمت اتاق و وارد شدم مثه اینکه حموم بود رفتم رو تختش و دراز کشیدم بوی همیشگیش میومد ی نفس طولانی کشیدم که یهو در باز شد
ویو هانیل
از حموم اومدم که
هانیل: (جیغغ) تو اینجا چه غلطی میکنی؟
جونگ هی: نمیتونم بیام؟
هانیل: خیر
جونگ هی: اوهومم
هانیل: برو بیرون میخوام لباس بپوشم
جونگ هی: ما که راحتیم
هانیل: بیروننن
جونگ هی: عوض کن
هانیل: جلوی تو؟ عمراا
جونگ هی: پس خودم میام...
هانیل: باشه
رفتم سمت کمدم و ی تاب و شلوارک ست به چشمم خورد برداشتم و با دو رفتم دوباره تو حمام
هانیل: زهی خیال باطل فکر کردی جلوی تو عوض میکنم؟
جونگ هی: بالاخره که میای بیرون (ریلکس😌)
- ۷۸۱
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط