{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه سبز می خشکد

همیشه سبز می خشکد
همیشه ساده می بازد
همیشه لشکر اندوه
به قلب ساده می تازد
من آن سبزم که رستن را
تو آخر بردی از یادم
چه ساده هستی خود را
به باد سادگی دادم

به پاس سادگی در عشق
درون خود شکستم زود
دریغا سهم من از عشق
قفس با حجم کوچک بود

درونم ملتهب از عشق
برونم چهره ای دم سرد
ولی از عشق باختن را
غرور من مرمت کرد
به غیر از "دوستت دارم"
به لب حرفی نشد جاری
ولی غافل که تو خنجر
درون آستین داری

طلوع اولین دیدار
غروب شام آخر بود
سرانجام تو و عشقت
حدیث پشت و خنجر بود
دیدگاه ها (۱)

دریغا!!!....همیشه سبز می خشکد... ...

همیشه سبز می خشکد همیشه ساده می بازد همیشه لشکر اندوه به قلب...

همیشه سبز می خشکدهمیشه ساده می بازدهمیشه لشکر اندوهبه قلب سا...

سخت نگیر! سخت نگیرآنچه سرانجام برنده میشود ساده بودن است . ص...

خیلی وقته نفسی در تو حل شده ام..همیشه و همه جا کنار منی..همی...

دل کندن از تو اتفاقِ ساده‌ای نیستدر راهِ عشقت مثلِ من افتاده...

چه ساده گذر می‌کنی تو از عشق و می‌روینه‌شکسته‌دلم‌می‌بینی‌و...

وقتی که بند بند ِ دلت پاره پاره است رفتن همیشه ساده ترین راه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط