یه دوست دختر وکیل داشتم
یه دوست دختر وکیل داشتم
هر وقت باهام دعواش میشد داد میزد
میگفت اعتراض دارم !
منم میگفتم وارد نیست دعوا تموم میشد (:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حالا زیر تک تک عکسای دوس پسرتم قلب نذاری ما میفهمیم مخشو زدی،
کم مونده دورش بشاشی کسی نزدیک نشه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به رفیقم زنگ زدم میگم نمیخوای پولمو بدی؟
گفت اگه پولتو بدم دیگه بهم زنگ نمیزنی
و تو تنها کسی هستی که بهم زنگ میزنی تو تنهاییام
از این زاویه نگاه نکرده بودم به قضیه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوست دخترم ،بعد یه مدت خواست بیاد خونه ما تماااﻡ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻫﺎ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺁﺷﻐﺎﻝ ﺑزﺍﺭﻥ ﺩﻡ ﺩﺭ یکیشونم
ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻝ ﻓﻠﺞ ﺑﻮد،ﺍﻭﻧﻢ ﺩﻡ ﺩﺭ قدم میزد...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرزوم اینه مدیــر صــدا سیــما بشم...
شب جمعە از ھمە کانالـا برنامه کودک پخش کنم
بچتون نخوابە دھنتون سرویس شە
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آقام خدابیامرز جوری کُنتور برقُ دستکاری میکرد که سر برج اداره برق یه مبلغی رو بابت بدهکاریش میریخت به حساب آقام:
هر وقت باهام دعواش میشد داد میزد
میگفت اعتراض دارم !
منم میگفتم وارد نیست دعوا تموم میشد (:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حالا زیر تک تک عکسای دوس پسرتم قلب نذاری ما میفهمیم مخشو زدی،
کم مونده دورش بشاشی کسی نزدیک نشه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به رفیقم زنگ زدم میگم نمیخوای پولمو بدی؟
گفت اگه پولتو بدم دیگه بهم زنگ نمیزنی
و تو تنها کسی هستی که بهم زنگ میزنی تو تنهاییام
از این زاویه نگاه نکرده بودم به قضیه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوست دخترم ،بعد یه مدت خواست بیاد خونه ما تماااﻡ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻫﺎ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺁﺷﻐﺎﻝ ﺑزﺍﺭﻥ ﺩﻡ ﺩﺭ یکیشونم
ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻝ ﻓﻠﺞ ﺑﻮد،ﺍﻭﻧﻢ ﺩﻡ ﺩﺭ قدم میزد...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرزوم اینه مدیــر صــدا سیــما بشم...
شب جمعە از ھمە کانالـا برنامه کودک پخش کنم
بچتون نخوابە دھنتون سرویس شە
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آقام خدابیامرز جوری کُنتور برقُ دستکاری میکرد که سر برج اداره برق یه مبلغی رو بابت بدهکاریش میریخت به حساب آقام:
- ۳.۲k
- ۱۱ اسفند ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط