{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عکسنوشته و پوستر nashnas

دیدگاه ها (۲)

غمگینم مثل پسری که به مادرش میگفت؛خدا را چه دیدی!شاید یک روز...

امروز دوباره دیدمش بعد از 3سال تو تاکسی روی صندلی جلو نشسته ...

.ط.یہ.جَمع.نِشستھ.بودیم.ھَمہ.آرزو.مے.کردن.بَچَشون.دُکتُر.مُھ...

عَروسَکِع میخوآست گِریِِع کُنِع وَلی لَبآش بآ خَندِع دوختِع ...

...

هوالهی، در قرآنت به ما دستور دادی که خبیث با طیب نباید براب...

از تو پنهان نه ولی از خلق پنهان میکنم شرح این آشفتگی هایی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط