{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🦋

🦋
دستِ خالی، خواهشِ بیگانه میخواهم چکار
با دلِ پر تردید ویرانه میخواهم چکار

عمر اگر در سردیِ دورانِ گذر کرد و شکست
گرمیِ این گورِ بی‌جانانه میخواهم چکار

رفتم و خاموش شد فانوسِ جان در اضطراب
نور از فانوسِ بی‌پروانه میخواهم چکار

سنگِ یادم را مریزید از ریا و رسمِ پوچ
بعدِ من، این نامِ بی‌افسانه میخواهم چکار

گر نمی فهمید دل، زخمِ مرا تا زنده بود
بعدِ مرگم بوسه‌ی جانانه میخواهم چکار

آن‌که در شب ها ناله‌ی تنهایی م را نشنید
حال، با فریادِ دلِ دیوانه میخواهم چکار

گورِ من را بی‌ چراغ و بی نشان و پا کنید
بر سرم آیی؟ چراغ و دانه میخواهم چکار

بوسه را باید به وقتِ زنده بودن داد، نه!
در شبِ خاموشِ من پیمانه میخواهم چکار

دل اگر روزی نمی‌آمد سراغم در غمم
بر سرم اشکِ شب و شانه میخواهم چکار

کاش می‌خواندی از من، آن قصه را دَرُحَیات
بعد از آن، این نطقِ بی‌درمانه میخواهم چکار

دیر دانستی که دل با تو از آغاز شکست
حالا از لب‌های غم افسانه میخواهم چکار

با تمامِ جان نوشتم عشق را، اما چه سود؟
بعدِ بازی، خاطره‌ی بی‌لانه میخواهم چکار

چند حرفِ تلخ اگر در سینه‌ام باقی بُوَد
دفن کن با من ، سخن‌فرمانه میخواهم چکار
#امیر_قیامت
دیدگاه ها (۰)

پس از ان همه شیطان را مقصر دانستنداما آن لیوان ها توسط تو چی...

پارت ۲۸ان طرف توی کونوها، شب شده بود و این به ان معما بود که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط