((( هنرِ عشق )))
((( هنرِ عشق )))
گرچه فرهاد چنان عاشقِ شیرین شده است .
بیستون از هنرِ عشق : نگارین شده است .
کارِ هر تیشه نباشد به چنین جلوه گری .
عشوه یِ تیشه یِ فرهاد : چه شیرین شده است.
سنگِ خارا شده بازیجه یِ گلزارِ وفا .
کاینچنین زینتِ هر دیده یِ حق بین شده است .
جانِ فرهاد به لب آمد و لب ها به ستوه .
خاکِ غم بر سرِ او , بستر و بالین شده است .
گشته در عهد و وفا , سرورِ عشّاقِ جهان .
نامِ او ساکنِ آن خوشه یِ پروین شده است .
هر که شد عاشق و دلباخته یِ زار : عظیم .
یادِ فرهاد بر او مایه یِ تسکین شده است .
خسروان گر چه همه غرقه به زورند و زرند .
عشقِ بی رنگ و ریا , لایقِ تحسین شده است .
*********************
شعر از عبدالعظیم عربی = خوزستان .
گرچه فرهاد چنان عاشقِ شیرین شده است .
بیستون از هنرِ عشق : نگارین شده است .
کارِ هر تیشه نباشد به چنین جلوه گری .
عشوه یِ تیشه یِ فرهاد : چه شیرین شده است.
سنگِ خارا شده بازیجه یِ گلزارِ وفا .
کاینچنین زینتِ هر دیده یِ حق بین شده است .
جانِ فرهاد به لب آمد و لب ها به ستوه .
خاکِ غم بر سرِ او , بستر و بالین شده است .
گشته در عهد و وفا , سرورِ عشّاقِ جهان .
نامِ او ساکنِ آن خوشه یِ پروین شده است .
هر که شد عاشق و دلباخته یِ زار : عظیم .
یادِ فرهاد بر او مایه یِ تسکین شده است .
خسروان گر چه همه غرقه به زورند و زرند .
عشقِ بی رنگ و ریا , لایقِ تحسین شده است .
*********************
شعر از عبدالعظیم عربی = خوزستان .
- ۷.۷k
- ۱۱ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط