{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عارضش را به مثل ماه فلک نتوان گفت

عارضش را به مثل ماه فلک نتوان گفت
نسبت دوست به هر بی سر و پا نتوان کرد
دیدگاه ها (۲)

‌فریاد که دل در سر سودای تو ما راانداخت به راهی که برون از ه...

حرف ها دارمبا تو ای مرغی که می خوانی نهان از چشمو زمان را با...

قمریِ بی آشیانم بر لبِ بامِ وفادانه و آبم ندادی مشکن آخر ، ب...

به سر زلف تسلی نتوان كرد مرا دست گستاخ مرا بند قبا می‌بايد#ب...

فلک سیاه کرد بخت اقبالم! 🚬✌

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط