{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه سلاح کشتار جمعی بود به اسم کیسه،مامان باهاش میوفتاد به

یه سلاح کشتار جمعی بود به اسم کیسه،مامان باهاش میوفتاد به جونت،چندلایه از پوستتُ جدا میکرد،البته بعد ازجدا شدن لایه اول دیگه دردُ احساس نمیکردی چون سلولهای عصبی پوستت هم جدا شده بود
دیدگاه ها (۵)

‏رو مخ ترین حرکت واسم وقتیه که تو مغازه دارم جنسارو نگاه می ...

وقتی اسمت رو از تو اتاق میشنویفضولا دستا بالا😄

بی ادب بودن نشونه ی باکلاسی نیستبا این کار فقط شان خانواده ی...

سناریووقتی رفته بودید خونه مامانو باباش اما تو پر*یود بودی م...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 62・⁠]⁠ᕗسرم رو روی پاهای ماما...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 103・⁠]⁠ᕗ  داغ بودم...خیلی زی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط