{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاهنشهِ هر شاهی،

شاهنشهِ هر شاهی،
صد اختر و صدماهی
هرحکم که میخواهی،
می‌کن ڪه همه جانی
گر نیست و گرهستم،
گرعاقل و گر مستم
ور هیچ نمی‌دانم،
دانم که تو می‌دانی
دیدگاه ها (۱)

واحد زمانیِ زندگیِ من:نفس کشیدن بر حسب بودن در کنارِ "تــو"ِ

هرچقدر بیشتر می‌گذردمی‌فهمم برای این حجم از دلتنگیبرنامه‌ریز...

حقیقت تلخ اینه کهخیلی از آدما عاشق هم هستناما باهم نیستن...خ...

-وقتی میمانی و میبخشیفکر میکنند رفتن را بلد نیستیباید به آدم...

《در من ڪسییادِ تو افتاد امشب . . .》جانِ جانانم . . . !نمی‌دا...

نمی‌فهمم نمی خواهی مرا دیگر و زین پس هان؟!نمی دانم تمام است ...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط