{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدرخوانده

پدرخوانده

پارت ۱۰

Godfather


ویو ته :

حسابی تشنم بود و هیچ ابی هم در دسترس نبود جز همون ابی که تو دهنم کوکه...

مجبور شدم ......که...


ویو کوک:


داشتم با چشای باز به بابایی نگا میکردم که یهو لباشو رو لبام گذاشت و ...


ویو ته:

لبام رو لباش گذاشتم به داخل کشیدم با زبونم لباش از هم جدا کردم اب داخل دهنش به دهن خودم منتقل کردم
و خوردم....
خیلی کم بود ولی خوب...

ویو کوک:

شکه شده بودم وقتی ازم جدا شد به سینش مشت زدم ..

کوک: بابایی چرا این کارو کردی ...

ته: خببب چون تشنم بود ( و بعد انگشتش رو لبای کوک کشید)

ویو کوک :

وقت انتقامه ...

انگشت بابارو لیس زدم خیسش کردم ...ولی برعکس تصوراتم بابا خوشش اومد..



ویو ته:

کوک برای اذیت کردنم انگشتم لیس زد و منم برای اذیت کردنش انگشتی که لیس، زد مک زدم ...

کوک: باباییییییییی

ته : بلهههه

کوک : میرم بخوابم ایشش

ته : اوو( براید بغلش کرد بردش بالا)

کوک: هی من پا دارماااا

ته: از لاک پشت کند تری

کوک گذاشتم،رو تخت بغلش کردم سرم،بردم تو موهاش چشام سنگین شد..


ببخشید خیلی خوابم میاد خستم برا این،بد،شد ببخشید..❤️😔🥂

اینم پارت ۱۰❤️🥂💁‍♀️
دیدگاه ها (۴۲)

پدر خوانده Godfatherپارت: ۱۱پرش زمانی به فردا صبح ساعت ۹:۳۰ ...

پدر خوانده Godfatherپارت : ۱۲ویو کوک:وایییییییی بابایییییییی...

پدر خوانده Godfatherپارت : ۹ویو کوک:حدود ساعت ۴ صبح بود و من...

پدر خوانده Godfatherپارت : ۸( پرش زمانی به ۳ ساعت بعد ساعت ۳...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 164♡⁠。⁠)⁩اروم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط