دهانت را میبویند
دهانت را میبویند..
مبادا که گفته باشی دوستت میدارم..
دلت را میبویند..
روزگارِ غریبیست، نازنین..
و عشق را..
کنارِ تیرکِ راهبند..
تازیانه میزنند..
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد..
..
روزگار غریبی ست نازنین ..
آن که بر در می کوبد شباهنگام..
به کشتن چراغ آمده است ..
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد ..
آنک قصابان اند بر گذرگاه ها مستقر ..
با کنده وساتوری خون آلود ..
روزگار غریبی ست، نازنین ..
و تبسم را بر لب ها جراحی می کنند..
و ترانه ها را بر دهان ..
شوق را در پستوی خانه نهان بایدکرد..
خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد....
مبادا که گفته باشی دوستت میدارم..
دلت را میبویند..
روزگارِ غریبیست، نازنین..
و عشق را..
کنارِ تیرکِ راهبند..
تازیانه میزنند..
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد..
..
روزگار غریبی ست نازنین ..
آن که بر در می کوبد شباهنگام..
به کشتن چراغ آمده است ..
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد ..
آنک قصابان اند بر گذرگاه ها مستقر ..
با کنده وساتوری خون آلود ..
روزگار غریبی ست، نازنین ..
و تبسم را بر لب ها جراحی می کنند..
و ترانه ها را بر دهان ..
شوق را در پستوی خانه نهان بایدکرد..
خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد....
- ۱.۷k
- ۲۶ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط