{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴

پارت ۴
+هی من کوچولو نیستم
=باشه کوچولو
+تهیونگااا
=باشه باشه(خنده)
ویو ات
تهیونگ منو رسوند خونه با خوشحالی مامانو صدا کردم
+اوماااا(خوشحال)
م/ت:بله دخترم چیزی شده خیلی خوشحالی
+اره اوما تهیونگ اوپا رو پیدا کردم
م/ت:عه چقدر خوب یه شب دعوتش کن بیاد اینجا
+باشه اوما من امشب با هانا میخوام برم بار تروخدااا خودم به اوبا میگم
م/ت:خیلی خب خودت به بابات میگی
+باشه اوما من دارم میرم آماده بشم اوبا الان کجاست
م/ت:تو اتاقه
+باشه من برم بهش بگم
از اوبا اجازه گرفتم لباس مشکی کوتاه بود یکم معزب میشم ولی همین خوبه یکم آرایش کردم
منتظر موندم تا رئیس بیاد
ویو هانا
ات بهم گفت قراره یکی از دوستای رئیسش منو به عنوان همراه با خودش ببره ولی گفت خودشم میشناستش بخاطر همین قبول کردم رفتم یه لباس مشکی پوشیدم کوتاه بود ولی خوب بود خوشگل بود آرایش کردم و رفتم از بابام و مامانم اجازه بگیرم
×اومااااا
م/ه:بله
×من میخام با ات برم بار
م/ه:از بابات اجازه بگیر
×اوما خودت به اوبا بگو دیگه تلوخدا
م/ه:باشه زود باش تو برو دیگه دیرت نشه رفتم بیرون یه پسر خیلی جذاب اونجا بود تا منو دید اومد سمتم و گفت
=شما خانم پارک هستین
×بله
رفتیم تو ماشین
بهش گفتم
×اسمت چیه
=کیم تهیونگ
×آهان باهم دوست بشیم
=باشه میدونستی من دوست بچگی ات هستم
×نه والا چجوری
ویو نویسنده: تهیونگ داره توضیح میده حالا بریم پیش جونگکوک و ات
ویو جونگکوک
لباسامو پوشیدم رفتم دم در خونه ی ات بهش زنگ زدم گفتم
_ دم درم
+باشه الان میام
اومد بیرون لباسش کوتاه بود ولی خیلی خوشگل شده بود رفتیم تو ماشین نشستیم داشتم رانندگی میکردم که یهو گفت
+رئیس من باید شمارو اونجا هم رئیس صدا کنم
_نه من اسمم جئون جونگکوک منو اونجا یا ددی یا کوکی صدا میکنی
+کوکی صدا میکنم
_اومم خوبه
ویو ات
رفتیم داخل بار یه دختر اومد سمت کوک و بهش گفت
&بلاخره اومدی ددی(عشوه)
_من ددی تو نیستم هرزه(خشن و سرد )
&ددی چطور دلت میاد به من بگی هرزه راستی این دختره ی هرزه کیه پیشت(عشوه خرکی)
وقتی به من گفت هرزه نتونستم تحمل کنم موهاشو کشیدم اونم جیغ میزد و می‌گفت
&ددی کمک(جیغ)
+به کی گفتی هرزه
من یه سیلی به دختره زدم که یهو...
(بنظرتون چی شد؟ یه چیزی بگم کسی جداشون نکرد هانا تهیونگ هم نیومدن )
ادامه دارد......
دیدگاه ها (۰)

استایل جونگکوک برای بار

استایل تهیونگ برای بار

پارت ۴ (فلش بک به بعد جلسه) +رئیس تنبیه من چیه _امشب باید .....

لباس تهیونگ

ته : جیمین و هانا یه عمارت خیلی بزرگ تو ی روستا دارن بیا بری...

سلام دوستان هرچند کسی چیزی نگفت ولی من میخوام بنویسم🎀اسم فیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط