{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ته : جیمین و هانا یه عمارت خیلی بزرگ تو ی روستا دارن بیا

ته : جیمین و هانا یه عمارت خیلی بزرگ تو ی روستا دارن بیا بریم اون جا


ات : باشه ولی الان ؟


ته : اره


ات: باشه بریم وایسا وسایلم رو جمع کنم


ته : فقط بیا بریم خرید

ات : خرید چی ؟


ته : مایو اخه اونجا استخراج دارن و مایو هات خیلی قدیمی شده و منم میخوام باهات بیام تو آب


ات : ام باشه برو بیرون حاضر شم

ته : باشه عشقم ( و پیشونیش بوسید )



ویو ات : یه کت رنگ با دامن کوتاه پوشیدم و آرایش کردم و رفتم جلو در تهیونگ خیلی جذاب شده بود


ویو ته : چرا انقدر دامنش کوتاه بود بزار بهش گیر ندم ناراحت میشه


ویو ات: سوار ماشین شدیم و به سمت فروشگاه حرکت کردیم



فروشگاه



ات : تهیونگ ببین این خوبه ؟



ته : چرا انقدر بازه ؟ نمیزارم انقدر باز بپوشی



ات : چرا خیلی قشنگه


ته : نه


ات : باشه


ات : این یکی خوبه برم اینو بپوشم .


ته : باشه


ات : خوبه ؟


ویو ات : وقتی منو دید امدم تو و گفتم اگه کسی اینطوری ببیننت چی ؟ ها ؟!!

انقدر بهم نزدیک بودیم که میتونستم نفساشو تو صورتم حس کنم بعد کم کم لباش بهم نزدیک شد و بوسه ی محکمی رو لبام کاشت و رفت بیرون گفت اینو بپوش

ات : باشه

ته : افرین دختر خوب

ویو ات : مایو ی که تهیونگ برام انتخواب کرده بود خیلی پوشیده و قشنگ بود پوشیدم و اونو خریدیم بعد موقع خریدم مایو برا ته بود

یه مایو ی سبز براش انتخواب کردم و رفتم بپوشه که





__________________________________________________




امید وارم خوشتون بیاد لطفا حمایت کنید ❤️🎀❤️❤️❤️❤️🎀🎀🎀🎀🎀❤️❤️🎀
دیدگاه ها (۰)

که صدام کرد و گفت بیا تو منم با تردید رفتم تو و با صحنه ی عج...

P7 my home

عکس لباس ات

تکپارتی اسمات ویو ات سلام من ات هستم و با شوگا یک سال می شه ...

ویو آت : لباسام رو پوشیدم پاشدم که برم خرید به هانا زنگ زدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط