{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی با هم قهر بودین ولی به فکرت بود

وقتی با هم قهر بودین ولی به فکرت بود ::::
پارت ⅛
«ا.ت+/تهیونگ_»
ویو ا.ت
غذا رو درس کرده بودم رفتم تهیونگ رو صدا کنم پشت در واسادم که در بزنم یهو خودش در رو باز کرد از ترس عقب رفتم داشتم میوفتادم که گرفتم از کمر.
+ااامممم چیی.. چی.. چیزه اومده بودم صدات کنم برای غذا.
_اوم.باش بریم غذا بخوریم.
الان چن وقت هس که تهیونگ باهام سرد شده و من از این ناراحتم امروز دیگه تصمیم گرفتم که بهش بگم که دلیلش چیه.
ویو تهیونگ
داشتم از اتاق میومدم بیرون که ا.ت رو دیدم داشت در میزد یهو منو دید ترسید عقب عقب رفت داشت میوفتاد که گرفتمش.
این چن وقت انقد این منشی احمق رو مخم رفت که داشتم روانی میشدم.
از اون ور هم به ا.ت بی توجهی میکردم ناراحتیش رو میدیم خودم هم خیلی ناراحت میشدم این ماه که بگذره و طرح هارو تحویل دادم منشی رو اخراج میکنم و منشی جدید استخدام میکنم.
از قیافه ا.ت معلوم بود که میخاد یه چی بگه ولی نمیگفت این داشت منو نگران میکرد پس پیش قدم شدم تا حرفش رو بزنه
_ا.ت........
پارت اول چه جوری بود؟
دوس داشتین؟
بهم بگین 😊💖
واسه پارت اول شرط نداریم 😁❤
فقد بهم انرژی بدین 😉💖
دیدگاه ها (۶)

وقتی باهم قهر بودین ولی به فکرت بود :::::پارت ۲ _اوم ا.ت+بله...

سلام ساکنان جهنم 👻یه اعلام حضور بکنید این پست رو به 20 تا لا...

خب با این کیلیپ به شما ها ساکنان جهنم شب بخیر میگم خوب بخواب...

هپی 21 تایی شدنمون 🥺🥳خب خب خب واستون یه اسم قشنگ پیدا کردم س...

**پارت ۸ ** ویو ا / ت خشکم زده بود . آخه چرا ؟ چرا باید اون ...

Part 3 ا،ت ویو از خواب بیدار شدم دیدم اون مرتیکه نیست حالم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط