پارت
**پارت ۸ **
ویو ا / ت
خشکم زده بود . آخه چرا ؟ چرا باید اون دستوره همهی این کار ها رو بده ؟ دیگه داشتم دیوونه میشدم پس تصمیم گرفتم که ازش بپرسم چرا این کارو کرده ؟
ا / ت : چرا این کارو کردی؟
کوک : من ...... من دو.....
حرفم با باز شدن در نصفه موند ......
خدمتکار : قربان شام حاضره
کوک : برو الان میایم
خدمتکار : چشم قربان
کوک : بیا بریم شام بخوریم . بعداً دلیلش رو بهت میگم
ا / ت : تا نگی چرا این کارو کردی من هیچ جا نمیام .
کوک رفت محکم دسته ا / ت رو گرفت و
گفت : همینکه گفتم . حق نداری رو حرفه من حرف بزنی .
ترسیده بودم پس تصمیم گرفتم همراهش برم . یجوری دستمو گرفت بود که انگار دزد گرفته بود .
ویو کوک
تا میخواستم بهش اعتراف کنم اما خدمتکار اومد و مزاحم شد ( اَ ی خدمتکارررر)
رفتیم پایین سره میزه غذا اما ا / ت حتی لب به غذا هم نزد
کوک : .......
ادامه در پارت ۹
معلومه دارم کرم میریزماااا🤣🤣🤣🤣
ویو ا / ت
خشکم زده بود . آخه چرا ؟ چرا باید اون دستوره همهی این کار ها رو بده ؟ دیگه داشتم دیوونه میشدم پس تصمیم گرفتم که ازش بپرسم چرا این کارو کرده ؟
ا / ت : چرا این کارو کردی؟
کوک : من ...... من دو.....
حرفم با باز شدن در نصفه موند ......
خدمتکار : قربان شام حاضره
کوک : برو الان میایم
خدمتکار : چشم قربان
کوک : بیا بریم شام بخوریم . بعداً دلیلش رو بهت میگم
ا / ت : تا نگی چرا این کارو کردی من هیچ جا نمیام .
کوک رفت محکم دسته ا / ت رو گرفت و
گفت : همینکه گفتم . حق نداری رو حرفه من حرف بزنی .
ترسیده بودم پس تصمیم گرفتم همراهش برم . یجوری دستمو گرفت بود که انگار دزد گرفته بود .
ویو کوک
تا میخواستم بهش اعتراف کنم اما خدمتکار اومد و مزاحم شد ( اَ ی خدمتکارررر)
رفتیم پایین سره میزه غذا اما ا / ت حتی لب به غذا هم نزد
کوک : .......
ادامه در پارت ۹
معلومه دارم کرم میریزماااا🤣🤣🤣🤣
- ۱۶.۲k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط