پارادوکس عجیب دستان سنتی و گوش های راک....
پارادوکس عجیب دستان سنتی و گوش های راک....
اصرار دست بر رزم فورته و هجوم بی وجود نت در سرازیری رخوت
تو هم...
تو همیشه خودت بودی و ناله های سرگردان سازی که در کشاکش این روزهای رنگ پریده به مانند زنی بود که از اوج لذت در آغوشت گاه با لوندی سکوت می کند
گاه می میرد
گاه میمیراند
دست که به ساز می بری حالم مثل گلدانی گل می شود که زیر آفتاب
می خشکد جان میکَنم که جان ندهد...
آه
پلک زدی قلمم خشکید
اصرار دست بر رزم فورته و هجوم بی وجود نت در سرازیری رخوت
تو هم...
تو همیشه خودت بودی و ناله های سرگردان سازی که در کشاکش این روزهای رنگ پریده به مانند زنی بود که از اوج لذت در آغوشت گاه با لوندی سکوت می کند
گاه می میرد
گاه میمیراند
دست که به ساز می بری حالم مثل گلدانی گل می شود که زیر آفتاب
می خشکد جان میکَنم که جان ندهد...
آه
پلک زدی قلمم خشکید
- ۸۱۲
- ۲۴ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط