{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هم اتاقی قدیمی پارت

هم اتاقی قدیمی -پارت-۸
««مینی پارت»»
ایزاوا وارد میشود و سکوت مطلق فضای کلاس را پر میکند .
تمام دانش اموز ها از جا بلند میشوند و ادای احترام میکنن .
مدریا رویش را برمیگرداند و تخته را نگاه میکند که ایزاوا در حال نوشتن بود . فکرش مشغول شده بود ، نتنها به حرف باکوگو ،بلکه به خودش(میگه فقط به حرف نه به خود شخص هم فک میکنه . )
تنها کاری که از دستش بر می امد این بود که با تمام تلاشش به درس و ایزاوا گوش دهد .
کلاس ها ی اموزشی تمام میشود و نوبت به تمرین میرسد . همهمه ای از صحبت و حرف ها در سالن تمرین به پا بود .
+چقدر حرف میزنن
-اره…بیچاره ها نمیتونن دره تالار اسرارشون رو ببندن
+تالار اسرار……عجب
(اگه نفهمیدین منظور از تالار اسرار دهنشونه🎀)
ایزاوا وارد شد ولی کسی متوجهش نشد .ایزاوا داد زد و گفت:«ســـــــــاکـــــــــتــــــــــــ»
بالاخره جو ساکت شد و ایزاوا شروع به توضیح دادن تمرین کرد.
«اول از همه اینکه این تمرین مثل تمرین های قبلی نیست ، اینجا معلوم میشه که کی سره کلاس فقط حرف زده و کی گوش کرده . »

یچی بگویم خدمتتان🎀
مسابقه گذاشتم(چون ایده ندارم )تو کامنتا بگید ادامش چی میشه ««بهترنشو برمیدارم میزارم تو سناریو✨ »»
«««اسم برنده روهم اعلام میکنن🏆🎑»»»
«««جایزش هم یه درخواستی هست که من باید بزارم یا یه کاری رو انجام بدم فقط قابل قبول باشه📯🥇»»»
ببینم قوه ی نویسنده گیتون در چه حدیه!🥇
دیدگاه ها (۱۷)

من اگه برم اتاق وحشت✨بیا عسیسم کاریت ندارم🎀🎀کپی از این بنده ...

بچه ها یه سوال : این ماله فصل های قبل بود که من یادم نمیاد ی...

فک کن دنیای امگاورس با انیمه ی توکیو رینجرر .اصن اصن ✨✨✨✨مای...

طلسم چشای بانمکت/ p10

┃   🕯️ 𝑴𝒚 𝑯𝒆𝒓𝒐 𝑨𝒄𝒂𝒅𝒆𝒎𝒊𝒂 ┃┃         ✦ Part 7✦         (بچه ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط