{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خب.......

تو اسلاید یکی مونده آخر تابلوئه که اون مویچیروئه میدونم خوب نکشیدم به روم نیارین
تو اسلاید آخر هم گیره سر پروانه ای هست که شینوبو بهش داده




زندگی نامه اوسیم:
پدر و مادر ایشون شیطان کش بودن پدرش تو جنگ با موزان کشته میشه
مادرش هم داشته از موزان فرار می کرده که
آیکو رو جلو یه یتیم خونه میزاره و به جنگ با موزان میره و کشته میشه
وقتی تو یتیم خونه بود همه باهاش بد رفتار می کردند بعد یه روز یتیم خونه آتیش میگیره و فقط آیکو زنده می مونه بعد تو خیابونا میچرخه که به خانومه میاد و اونو به خونش می بره و مادر نا تنیش میشه
ایشون یه برادر ناتنی هم داره که از آیکو خوشش نمیاد
بعد همه چی مثل گذشته سانمی و گنیا پیش میره
اون موقع آیکو ۱۰ ساله و برادرش ۹ ساله بود
وقتی آیکو مادرشو میکشه برادرش میاد و بهش بد و بیراه میگه بعد چاقویی که تو بدن مادرش فرو کرده بود رو ور می داره و باهاش به آیکو حمله می کنه و بعد سانمی میاد و نجاتش میده و برادرش پا به فرار میزاره
سانمی موقعی که آیکو رو نجات داده بود تازه یه هاشیرا شده بود و آیکو رو به عنوان جانشینش انتخاب میکنه
آیکو هم با تانجیرو وارد آزمون میشه وقبول میشه
اون روزی که تانجیرو رفت تو روستا تا دخترایی که گم میشدن رو پیدا کنه ایشون میاد و کمکش می کنه شیاطین رو بکشه
و بعد رو به تانجیرو میکنه و میگه باید نزوکو رو بکشه اما وقتی دید بهش حمله نمی کنه و قصد خوردنش رو نداره گفت نمی کشتش
و اینکه ایشون از اون موقع هم سفر تانجیرو اینا شد و تامایو و یاشیرو و حتی موزان رو هم دید
و تو فصل ۴ با تانجیرو وارد تمرینات هاشیرا ها میشه
آرک هایی که حضور داشت: قطار موگن، منطقه سرگرمی، دهکده شمشیر ساز ها، تمرینات هاشیرا ها، هر سه قسمت قلعه بی نهایت
دیدگاه ها (۵)

ببینید چی براتون آوردم

فقط زنیتسو رو

خب....

کپشن مهم

سناریو:خاطره به یاد ماندنیپارت:گذشته ا.ت(یه پارت جدا درباره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط