{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در حضور خارها هم 

در حضور خارها هم 
میتوان یک
یاس بود

در هیاهوی مترسکها پر از 
احساس بود

می شود 
حتی برای دیدن پروانه ها

شیشه ها ی مات یک متروکه را 
الماس 
بود

دست در دست پرنده،بال در بال نسیم

ساقه های هرز این بیشه ها 
را
داس بود

کاش می شد حرفی از کاش می شد هم نبود

هر چه بود احساس 
بود و عشق بود و
یاس 
بود
دیدگاه ها (۱)

اولین باری که عاشقت شدم یادته؟؟؟؟؟من یه کرم سیب بودم و تو یه...

لب تو میوه ممنوع، ولی لبهایمهر چه از طعم لب سرخ تو دل کند، ن...

بی تو ...بی تو دلم می‌گیردو با خودم می‌گویمکاش آن یک بار که ...

چشمها را بر دریچه ی انتظار پلک نمی زنم.اشکها در بستر گونه ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط