{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بپوش مرا

بپوش مرا
ولی برعکس!
که درآغوش بگیرمت طولانی...
تا نفس هایمان گره کور بخورد!
که لبهایمان در راه برگشت از میهمانی پاییزی
راه خانه را گم کنند!

تن کن مرا
تنگ...
که صدای ترک استخوانهایم
گم شود در خش خش عاشقانه ی پیاده رو!
با من باش
از این پاییز تا همیشه...


#حامد_نیازی
دیدگاه ها (۱)

با ما چه رفته است که خورشید مهرماندر زیر ابـرهای کدورت، نهان...

یه صدای قدیمی ام کهتو گلو مونده ... !آرزویِ قدیمیِ منآرزو مو...

پنجشنبه است،خیرات میڪنم مُشتے شعر....ازجنس دلتنگی،براے آنهاڪ...

#تـــــو..انگيزه مى‌دهى بہ پاییزڪہ صبح ها دیونہ‌ام كندظهرها ...

پارت ۳۱گای دستش را بالا اورد و جلوی نور خورشید را گرفت.اشعه ...

پارت ۱:ساعت از دو بامداد گذشته بود، اما بارِ «میدنایت بلو» د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط