دستت را در گریبان خود فروبر هنگامی که خارج میشود سفید و
دستت را در گریبان خود فروبر، هنگامی که خارج میشود سفید و درخشنده است بدون عیب و نقص؛ و دستهایت را بر سینهات بگذار، تا ترس و وحشت از تو دور شود! این دو [= معجزه عصا و ید بیضا] برهان روشن از پروردگارت به سوی فرعون و اطرافیان اوست، که آنان قوم فاسقی هستند!»
(سوره مبارکه قصص، آیه ۳۲)
تفسیر:
معجزه نخستین، آیتى از وحشت بود، سپس به او دستور داده مى شود که به سراغ معجزه دیگرش برود که آیتى از نور و امید است، و مجموع آن دو ترکیبى از انذار و بشارت خواهد بود. به او فرمان داده شد: دست خود را در گریبانت کن و بیرون آور، هنگامى که خارج مى شود سفید و درخشنده است، بدون عیب و نقص (اسْلُکْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضاءَ مِنْ غَیْرِ سُوء).
این سفیدى و درخشندگى، بر اثر بیمارى برص و مانند آن نبود، نورى بود الهى که کاملاً تازگى داشت
مشاهده این خارق عادات عجیب، در آن شب تاریک و در آن بیابان خالى، موسى را سخت تکان داد، و براى این که آرامش خویش را باز یابد دستور دیگرى به او داده شد، و دستور این بود: دستهایت را بر سینه ات بگذار تا قلبت آرامش خود را باز یابد (وَ اضْمُمْ إِلَیْکَ جَناحَکَ مِنَ الرَّهْبِ)
بعضى نیز گفته اند: این جمله، کنایه از لزوم قاطعیت و عزم راسخ در اداى مسئولیت رسالت و عدم ترس و وحشت از هیچ مقام و هیچ قدرت است
بعضى نیز احتمال داده اند موسى هنگامى که عصا تبدیل به مار شد، دست خود را گشود تا از خویشتن دفاع کند، اما خداوند به او دستور داد دستت را جمع کن و نترس، نیازى به دفاع نیست!
تعبیر جَناح (بال) به جاى دست، تعبیر زیبائى است که شاید هدف از آن، تشبیه حالت آرامش انسان به حالت پرنده اى باشد که به هنگام مشاهده امر وحشتناک بال و پر مى زند، اما وقتى آرامش خود را باز یافت، بال و پر خود را جمع مى کند
سپس، همان ندا به موسى گفت: این دو دلیل روشن از پروردگارت به سوى فرعون و اطرافیان او است که آنها قوم فاسقى بوده و هستند (فَذانِکَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّکَ إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ إِنَّهُمْ کانُوا قَوْماً فاسِقِینَ).
آرى، این گروه از طاعت پروردگار خارج شده اند، و طغیان را به حد اعلى رسانده اند، وظیفه تو است که آنها را نصیحت کنى و اندرز گوئى، و اگر مؤثر نشد، با آنها مبارزه نمائى
(تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۳۲ سوره مبارکه قصص)
(سوره مبارکه قصص، آیه ۳۲)
تفسیر:
معجزه نخستین، آیتى از وحشت بود، سپس به او دستور داده مى شود که به سراغ معجزه دیگرش برود که آیتى از نور و امید است، و مجموع آن دو ترکیبى از انذار و بشارت خواهد بود. به او فرمان داده شد: دست خود را در گریبانت کن و بیرون آور، هنگامى که خارج مى شود سفید و درخشنده است، بدون عیب و نقص (اسْلُکْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضاءَ مِنْ غَیْرِ سُوء).
این سفیدى و درخشندگى، بر اثر بیمارى برص و مانند آن نبود، نورى بود الهى که کاملاً تازگى داشت
مشاهده این خارق عادات عجیب، در آن شب تاریک و در آن بیابان خالى، موسى را سخت تکان داد، و براى این که آرامش خویش را باز یابد دستور دیگرى به او داده شد، و دستور این بود: دستهایت را بر سینه ات بگذار تا قلبت آرامش خود را باز یابد (وَ اضْمُمْ إِلَیْکَ جَناحَکَ مِنَ الرَّهْبِ)
بعضى نیز گفته اند: این جمله، کنایه از لزوم قاطعیت و عزم راسخ در اداى مسئولیت رسالت و عدم ترس و وحشت از هیچ مقام و هیچ قدرت است
بعضى نیز احتمال داده اند موسى هنگامى که عصا تبدیل به مار شد، دست خود را گشود تا از خویشتن دفاع کند، اما خداوند به او دستور داد دستت را جمع کن و نترس، نیازى به دفاع نیست!
تعبیر جَناح (بال) به جاى دست، تعبیر زیبائى است که شاید هدف از آن، تشبیه حالت آرامش انسان به حالت پرنده اى باشد که به هنگام مشاهده امر وحشتناک بال و پر مى زند، اما وقتى آرامش خود را باز یافت، بال و پر خود را جمع مى کند
سپس، همان ندا به موسى گفت: این دو دلیل روشن از پروردگارت به سوى فرعون و اطرافیان او است که آنها قوم فاسقى بوده و هستند (فَذانِکَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّکَ إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ إِنَّهُمْ کانُوا قَوْماً فاسِقِینَ).
آرى، این گروه از طاعت پروردگار خارج شده اند، و طغیان را به حد اعلى رسانده اند، وظیفه تو است که آنها را نصیحت کنى و اندرز گوئى، و اگر مؤثر نشد، با آنها مبارزه نمائى
(تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۳۲ سوره مبارکه قصص)
- ۱۱۹
- ۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط