به دریا شکوهِ
به دریا شکوهِ
بردم از شب ِ دشت،
وزین عمری که
تلخ تلخ بگذشت
به هر موجی که
میگفتم غم خویش،
سری میزد به
سنگ و باز میگشت
بردم از شب ِ دشت،
وزین عمری که
تلخ تلخ بگذشت
به هر موجی که
میگفتم غم خویش،
سری میزد به
سنگ و باز میگشت
- ۲.۴k
- ۰۷ شهریور ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط