{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وای باران

وای، باران؛

باران؛

شیشه پنجره را باران شست .

از دل من اما،

چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟

آسمان سربی رنگ،

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ .

می پرد مرغ نگاهم تا دور،

وای، باران،

باران....
دیدگاه ها (۱)

چند وقت پیش یه جا مهمونی رفتیم سر شام یهو دیدیم خانم صابخونه...

هوای امروز هوای دونفره بود ...ولی ما دسته جمعی رفتیم بیرون ه...

زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منمگوش بنه عربده را دست ...

لبانتبه ظرافت شعرشهوانی ترین بوسه ها را به شرمی چنان مبدل می...

به نیت فرج بنویس یا مهدی(عج)...🥀دلگیرم از زمانه بیا مهربان م...

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

چپتر ۱۰ _ سقوط سایهسال ها از روزی که باربارا دوباره به دنیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط