{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهے؛

گاهے؛
فقط یڪ حاشیہ‌ےِ امن و آرام مےخواهے،
بہ دور از تمامِ دوست داشتنہـا،
بہ دور از تمامِ دلتنگےها،
بہ دور از تمامِ خواستن‌ها، نخواستن‌ها،
دور از همه ی همه ی دلهره ها و نگرانــــــی ها ،
دور از همه چیز ..... #تو باشے و یڪ فنجان قہـوه‌ےِ داغ،
چند تڪّہ شڪلاتِ تلخ
و یڪ موسیقےِ ملایم،
چشمانت را ببندے،
لم بدهے وسطِ یڪ بیخیالےِ مطلق
و تا چشم ڪار مےڪند، عینِ خیالت نباشد !
دیدگاه ها (۴)

تو را شبیهِ شب دوست می دارمت !یکدست ، یکرنگبی‌صدا ، تنهاو ال...

در نهایت واژه ها و رویاهام فریاد میزنم ،دوست دارم .....

دنیای یه دختر به پیچیده ترین شکل ممکن سادَست.کافیه با دقت نگ...

دوست ندارمدر فصل دیگری عاشق شوم” پاییز “حال وهوای دیگری دارد...

گاهی فقط یک حـاشیه ی امن و آرام میخواهی، به دور از تمام نشدن...

نویسنده آوین | 그녀는 내 거야پارت¹⁶ | بازگشت از لبه‌ی پرتگاهصدای ش...

در زندگی دیگر ( دوباره مرا پیدا کن ) پارت ششم : ویسکی، گرم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط