جای زخم‌هایی که زده بود را

جای زخم‌هایی که زده بود را
می‌شست
تا نمک بیشتری بریزد
گرگ قصه‌ی مادربزرگ
همیشه شاخ و دم نداشت.

#منیر_ولیزاده
دیدگاه ها (۰)

لایک و بازنشر فراموش نشه مهربونا

من، راز سر به‌ مِهر روزگارم؛  آنجا که عشق  آرام‌آرام  بر شان...

.ما عمقِ این زخم را نمی‌دانیم؛نمی‌دانیم شب‌هایِ خانه‌ای که ک...

زمستانِ این خانه از همان روزی شروع شد که رفتی؛روزی که گرما، ...

ده یا یازده سالم که بود تو بازی با بچه های فامیل پام گیر کرد...

«خدا نکند» از آن ترانه‌هایی‌ست که عشق را در مرز میان دلتنگی ...

تولدت مبارک، صدای آرامشِ دل‌ها… 🐶🤍سونگمین عزیز، امیدوارم سال...

موسیقی

سواد سیاسیت رو بالا ببر سیا کردی بختمومو ایرانی

ماجرا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط