روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسدی به فقیری داد. فقیر
روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسدی به فقیری داد. فقیر لبخندی زد و سبد را گرفته و از قصر بیرون رفت. فقیر همه آنها را دور ریخت و به جایش گلهایی زیبا وقشنگ در سبد گذاشت و بازگردانید.
ثروتمند شگفت زده شد و گفت:
چرا سبدی که پر از چیزهای کثیف بود، پرازگل زیبا کرده ای و نزدم آورده ای؟!
فقیر گفت :
هر کس آنچه در دل دارد می بخشد!!
درجهان سه چیز است که صدا ندارد :
مرگ فقیر،
ظلم غنی،
چوب خدا !!
ثروتمند شگفت زده شد و گفت:
چرا سبدی که پر از چیزهای کثیف بود، پرازگل زیبا کرده ای و نزدم آورده ای؟!
فقیر گفت :
هر کس آنچه در دل دارد می بخشد!!
درجهان سه چیز است که صدا ندارد :
مرگ فقیر،
ظلم غنی،
چوب خدا !!
- ۶۶۵
- ۱۰ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط