.

.
پاییز که می آید
چه رازهایی که فاش نمی شود
پاییز که می آید
وجودم
چشمانم
تمام احساسم
به تماشای خش خش بی ادعای برگها می نشیند
آنجا
یکی برایم شعر می شود
یکی پرواز می آموزد
و دیگری قصه ی چگونه زیستن
را برایم تعریف می کند
پاییز که می آید
آنقدر از خودم بی خود می شوم
که دلم
از دار دنیا فقط خدا را می خواهد



#ایلیانوروزی
دیدگاه ها (۱)

عاشقم باش.به خاطر خودم نمیگویم!حیف است پاییز هدر میرود

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②②_بخش دوم_چوبدستی ها دست ری است...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟛در سمت چپ ِ سینه‌ام ؛سرزمینی‌ست کوچککه تو برای آن خو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

پرنسس ناخواسته

من را چه شد ؟؟؟که این گونه روبه جنونممن در رویا با تو چه حرف...

.پاییز که ......پاییز که می آید دوست دارم هر روز برای خودم ب...

قصـــه‌ انســـــان... قصـــه‌ یك‌ دل‌ است‌ و یك‌ نردبان ! ...

چند شعر هاشور از زانا کوردستانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط