{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشتباه اول من و تو یک نگاه بود

اشتباه اول من و تو یک نگاه بود

عشق ما از اولین نگاه اشتباه بود

گر چه باورت نمی شود ولی حقیقتی است

اینکه کلبه ی من از غم تو روبراه بود

می دویدم و میان کوچه جار می زدم

های های گریه بود و اشک و درد و آه بود

گاه گریه می شدیم و گاه خنده مثل شوق

این هم از تب همان نگاه گاه گاه بود

جنگ بر سر من و خدا و عشق بود سیب

سیب بی گمان در این میانه بی گناه بود

هر کجای شب که مثل سایه پرسه می زدیم

ردی از عبور سرد آفتاب و ماه بود

آفتاب من تویی و ماه من بگو چرا

با حضور آفتاب، روز من سیاه بود؟

اهل شکوه نیستم وگرنه آنهمه غروب

بر غریبی من و تو بهترین گواه بود

هرچه می دوم به انتهای خود نمی رسم

مانده ام کجا، کجای کار اشتباه بود

 

#محمد حسین بهرامیان
#عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

ماه اگر در شبکلاه زر زری زیباتر است ماه عالمتاب من در روسری ...

نگذار اینجا بوی خار و خس بگیرممی خواهم از دنیا دلم را پس بگی...

سلام ، صبح همگی بخیر دوستان خوبم ...

هر روز می پرسی که : آیا دوستم داری ؟من جای پاسخ بر نگاهت خیر...

⛓️🐦... گرچه حالم را نمی فهمی نگاهم را بفهمقطره های اشک‌ ِسرد...

رمان: هیولا (Monster)ژانر: امگاورس. فانتزی. دارک رمنس. اسمات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط